السيد علي الحسيني الميلاني
40
داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على "ع" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى)
مرا با مردى براى مأموريتى گسيل داشتيد و دستور داديد تا از او اطاعت كنم ، من نيز چنين كردم و مأموريت خود را انجام دادم . رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : لا تقع في عليّ ، فإنّه منّي وأنا منه وهو وليّكم بعدي ؛ از على بدگويى نكن ، زيرا او از من است و من از او هستم و پس از من ، او ولىّ شماست . همچنين ابن عساكر از طريق ديگرى از عبداللَّه بن بريده از پدرش چنين نقل مىكند : روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله على بن ابى طالب عليهما السلام و خالد بن وليد را به يمن گسيل داشت و هر كدام را به فرماندهى سپاهى منصوب نمود . ايشان هر دو را فراخواند و فرمود : اگر به هم رسيديد على فرماندهى هر دو سپاه را بر عهده بگيرد . اين دو سپاه هر كدام به راه خود رفتند . على عليه السلام پس از اندك زمانى ، تعدادى را اسير كرد و كنيزى از ميان اسرا را براى خود انتخاب نمود . بريده مىگويد : من از دشمنان سرسخت على بودم و خالد از اين دشمنى باخبر بود . در اين هنگام مردى به نزد خالد بن وليد آمد و به او خبر داد كه على از ميان خمس غنايم ، كنيزى را برگرفته است .